هرچه به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نزدیکتر می شویم بر وضعیت مبهم و غیر شفاف جریانات سیاسی افزوده می شود. هرروز نامهای جدیدی از سوی جریانات به ویژه اصلاح طلب شنیده می شود. در جریان اصولگرایی تا کنون نام معتبری غیر از احمدی نژاد شنیده نشده است و از سویی عملکرد احمدی نژاد در عرصه داخلی و خارجی آنقدر مثبت و قابل توجه بوده که همه نگاه ها چه در داخل و چه در خارج را به خود معطوف کرده است و از سوی دیگر با توجه به شواهد و قرائن احتمال وحدت اصول گرایان و توافق بر سر کاندیداتوری رییس جمهور فعلی در انتخابات آتی بسیار زیاد است مگر اینکه برخی جریانات داخل جبهه اصولگرایی که بعضا در دوره های پیشین نیز کاندیدای مشخصی را روانه انتخابات کرده بودند این دوره در حکم غضنفر جریان اصولگرایی گل به خودی بزنند! که البته باز هم در صورت این حرکت غیر اصولی نیز برد نهایی با جریان اصیل اصول گرایی خواهد بود هرچند که به گفته باهنر نتوانند به اجماع 100 درصدی برسند.
در این میان آنچه بازی را جالب تر خواهد کرد رقابت سخت در دورن جریان موسوم به اصلاح طلب خواهد بود که از مدتها پیش نمودهای آن در اعلام کاندیداتوری کروبی کرده است.
این جریانی طیف گونه که گستردگی بسیاری دارد و در بازی آینده نیز کم مشکل نخواهد بود. چون یک موضوع از مدت ها پیش شفاف شده است و آن اینکه ناتوانی های ذاتی جریان حاکم بر کشور در دوره اصلاحات طی 8 سال نشان داد که توان اداره کشور در عرصه های مدیریتی چیزی است که این طیف از آن بهره مند نیست.
طیف موسوم به اصلاح طلب ابتدا با دوگانه خاتمی- کروبی بازی را شروع کرد و سپس با اضافه کردن میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس در کنار خاتمی سعی در ادامه بازی به نفع خود دارد به نظر می رسد دلیل اصلی مطرح كردن نام موسوي در كنار خاتمي اين است كه خاتمي به خاطر عملكرد نسبتا ضعیفش در هشت سال رياست جمهوري مورد انتقاد شديد همفكران خود قرار گرفته است لذا با مطرح كردن شخصيت تقریبا موجهی كه زمان بسيار طولاني از نخست وزیری وي در زمان جنگ ميگذرد و مردم بويژه نسل جوان به طور شفاف و واضح عملكرد و نوع رفتارهای ميرحسين موسوي را در زمان نخست وزيريش به ياد ندارند سعی در پنهان شدن پشت وی را دارند . خاتمي با طرح او در كنار خودش موج انتقادات را نسبت به خود كاهش داده و به نوعی میر حسین موسوی سپر بلای جریان تندرو موسوم به اصلاحات شده است هر چند که این بحث موسوی – خاتمی نیز در نهایت به نفع خاتمی تمام خواهد شد و وی کاندید اصلی اصلاح طلبان خواهد شد و موسوی همچنان در محاق فراموشی باقی خواهد ماند چه اینکه میرحسین موسوی در بین جریان اصلاح طلب حامی خاتمی مقبولیت ندارد و نمی توان وی را اصولا کاندیدای جدی جریان اصلاحات به شمار آورد و احتمالا موسوی در حال محک زدن فضای سیاسی کشور جهت فعالیتهای آتی سیاسی است بدون اینکه زیر پرچم اصلاحات بخواهد قرار بگیرد.
از سوی دیگر سید محمد خاتمی و جریان اصلاح طلب حامی وی اعم از اصلاح طلبان سنتی ، میانهرو ، رادیكال و اپوزیسیون حیات سیاسی خود را در گرو این انتخابات می بینند و با توجه به سوابق و پیشینه نه چندان روشن خود احتمال ادامه حیات را برای خود در صورت شکست در حد صفر می دانند.
فراموشی ارزشها، رادیكالی شدن و افراطیگری، الگوبرداری تقلیدی و فقدان اجتهاد، بروز اختلاف در هسته مركزی نظام، غربی شدن، نفوذ عناصر بیگانه، تمایل به دشمن، گردش به غرب از جمله موضوعاتی است که در بازخوانی پرونده اصلاحات به آن برمی خوریم از سوی دیگر اعتقاد به نقش حداقلی دین در اداره جامعه وعملكرد، مواضع و رفتارهای نامناسب عمده اصلاحطلبان خصوصاً طیفهای رادیكال واپوزیسیونی،عامل دوری آنان را در نزد افكار عمومی فراهم كرد. . در همین راستا لزوم بازخوانی پرونده اصلاحات در شرایط فعلی بیش از پیش احساس می شود . پرونده ای که اگر به طور دقیق و موشکافانه برای مردم باز شود خودشان به راحتی سره را از ناسره تشخیص خواهند داد و دیگر بود و نبود خاتمی و یا کاندیدای وابسته به این جریان اهمیتی نخواهد داشت و خود مردم یکبار برای همیشه طومار این جریان را در هم خواهند پیچید.
یادداشت منتشر شده در روزنامه جوان 15 بهمن
صف كانديداهاي دوم خردادي از کروبی و خاتمی و میرحسین موسوی گرفته تا عبدالله نوری و ....كه از مدتها پیش خود را مهيا ساخته اند گوياي این واقعيت است كه همگي اين شخصيت هاي آزمون پس داده، «احساس تكليف» كرده اند که کار رییس جمهور فعلی را يكسره كنند!
در این بین بازی میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس و سید محمد خاتمی رییس جمهور دوران موسوم به اصلاحات با افکار عمومی و اینکه چه کسی بالاخره خواهد آمد به نوعی جدی تر از سایر کاندیداهاست و غرض نهایی از این بازی 2 سر باخت برای اصلاح طلبان کاندیداتوری سید محمد خاتمی است .
خاتمی که این روزها بحث کاندیداتوری اش جدی شده و حتی در جمع مردم قم هم اعلام کرده است که: "با توجه به اینکه مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و در این زمینه تأملاتی دارد، اگر مهندس موسوی به هر دلیلی نیاید من با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده ام و می دانم؛ باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم".
از سوی دیگر میر حسین موسوی را نمی توان کاندیدای جدی جریان اصلاحات به حساب آورد موسوی همواره با، طعنه ها و کنایه های جریان دوم خردادی روبروست. شاید اصل حرف همان باشد که مصطفی تاج زاده گفته بود: «آن روزها (سال 76 و 84) که به میرحسین نیاز داشتیم، نیامد، حالا که داریم به راضی شدن خاتمی نزدیک می شویم، قصد آمدن کرده. فقط می خواهد بازی ما را به هم بزند.» پس به نظر می رسد این بازی با حضور نهایی خاتمی همراه باشد!

خاتمی هم با توجه به شواهد و قرائن و فشارهایی که از جانب برخی جریانات تندرو اصلاح طلب به وی وارد می شود با هدف ساختار شکنی در عرصه مدیریت کشور وارد انتخابات خواهد شد . آنجا که می گوید : بايد بدانم كه «با ساز و كارهاي موجود تا چه حد امكان عملي كردن برنامه ها براي رئيس جمهور فراهم است؟» (کیهان – 13 مهر 87) و بلافاصله در توضيح اين پيش شرط مي افزايد «دولت اصلاحات با وجود تمام تلاشي كه براي تصويب نهايي لوايح دوگانه اختيارات رئيس جمهوري مصروف داشت موفق به دستيابي به نتيجه مطلوب نشد»! اشاره خاتمي به لوايح دوقلو و ناكام ماندن آن در گذشته را با توجه به ماهيت ضد قانون اساسي لوايح دوقلو، مي توان اشاره تلويحي به آمادگي براي ايفاي نقش ساختارشكن تلقي كرد، يعني همان چیزی که افراطیون جریان اصلاح طلب اعم از سازمان مجاهدین و مشارکت به دنبال رسیدن به آن هستند.
نکته مهم دیگری که در صورت آمدن خاتمی محقق خواهد موضوع وزن کشی نهایی جریان موسوم به اصلاح طلبی و اصول گرایی خواهد یود. اين وزن كشي مخصوصاً براي مشخص شدن جايگاه واقعي مدعيان اصلاحات در ميان مردم ضروري است، مخصوصاً آن كه با حضور خاتمي، هر دو جبهه اصولگرايان و اصلاح طلبان با يك كانديدا وارد صحنه مي شوند زيرا وحدت اصولگرايان در اين حالت قطعي است و در جبهه اصلاحات نيز اينگونه به نظر مي رسد، بنابراين نتيجه وزن كشي كاملاً واقعي و شفاف خواهد بود.
پیروزی وشکست اصلاح طلبان درانتخابات آتی با پیروزی ارتباط مستقیم با حیات و ممات این جریان دارد. کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند مشکل اصلی اصلاح طلبان این است که هزینه فعالیت های سیاسی آنان به دلایل گوناگون و از جمله ناتوانی های ذاتی از "اصل سرمایه" آنان کاسته است.
شکست درانتخابات دهم ریاست جمهوری در امتداد ناکامی های سیاسی اصلاح طلبان که از انتخابات دوم دوره شوراهای اسلامی شهر 1382 آغاز شده است، حکم تمام شدن بازی را برای آنان دارد و با آمدن خاتمی و حضور در انتخابات این واقعیت دور از ذهن نخواهد بود و چه بهتر که این تمام شدن بازی را خود سید محمد خاتمی که شروع کننده بازی بود در انتخابات دهم اعلام کند.
فعلا همین .انشالله از این به بعد بتونم مرتب تر به روز کنم.....

