تبليغاتX
یاد مانا
این یادداشت روز یکشنبه در روزنامه جوان منتشر گردید.

كمال تبريزى را با فيلم هاى ليلى با من است، مارمولك، يك تكه نان و ... مى شناسيم. فيلم سازى كه توانست با انتساب خود به جريان فيلم سازى انقلاب و نيروهاى انقلابى با استفاده از امكانات نظام نام خود را در بين فيلم سازان مطرح نمايد. آخرين فيلم اين كارگردان با عنوان هميشه پاى يك زن در ميان است هم اكنون بر روى پرده سينماها در حال اكران است. وجود برخى صحنه ها كه نشان از جريان خاصى در سينماى ايران دارد در اين فيلم انگيزه نگارش اين يادداشت گرديد. با عرض پوزش، در اينجا مجبور به توضيح دادن اين صحنه هاى قبيح هستيم. در قسمتى از اين فيلم مدير يك شركت كه از قضا انسان بسيار مزورى است و سابقه سوءاستفاده از زنان را دارد خود را به جانبازى زده است و در نقش جانباز ۷۰ درصدى روى ويلچر مى نشيند- فرد موصوف كه رضا كيانيان نقش او را بازى مى كند در حال صحبت با زنى است و يك شاخه گل نيز در دست دارد روبه زن مى گويد:
- اين ويلچر براى كاسبى است.
- اين گل براى عاشقى است.
در پس زمينه صداى فيلم، نواى صادق آهنگران كه در حال خواندن سرود حماسى «سوى ديار عاشقان رو به خدا مى رويم» شنيده مى شود. در صحنه اى ديگر فرد مورد اشاره كه خود را جانباز معرفى كرده بود سرحال و اتو كشيده با سبيل هاى تاب داده و كراوات ديده مى شود! و چهره واقعى او به تماشاگر نمايش داده مى شود. در قسمتى ديگر يكى از شخصيت هاى فيلم وقتى از دست آن ديگرى به ستوه مى آيد مى گويد: «دارى كارى مى كنى كه سرم را از دستت بكنم توى چاه» كه اشاره اى است به حكايت مربوط به زمان دل تنگى حضرت على (ع).
چند نكته و سوال به صورت صريح در مورد اين فيلم كمال تبريزى مطرح است:
۱- وجود صحنه اى كه در بالا ذكرش رفت اهانت مستقيم و بى سابقه اى به جانبازان است. توهينى كه تاكنون هيچ كس از افرادى كه حتى آنها را غير خودى مى ناميم جرات ابراز آن را نداشته اند. حال كارگردانى كه مثلا در دايره خودى ها قرار دارد و با حمايت نظام در حال فعاليت است چنين گستاخى به خرج داده و توهينى اين چنين مستقيم به جانبازان كرده است.

۲- اين دومين فيلم كمال تبريزى است كه به صورت مستقيم به وهن اقشار مورد احترام جامعه مى پردازد. ديروز مارمولك عليه روحانيت، امروز هميشه پاى يك زن در ميان است عليه جانبازان و فردا...؟
۳- يك سوال از آقاى تبريزى: چرا شخصيتى اين چنينى در فيلم كه سابقه اخلاقى و مزور بودن وى مشخص است بايد خود را يك جانباز جا بزند؟
آقاى كارگردان چرا فرد متقلب را جانباز نشان داديد نه كارگردان و هنرمند؟ چرا كسى كه قرار است در فيلم، مشكل اخلاقى داشته باشد بايد تحت لواى يك جانباز باشد؟
۴- متاسفانه وزارت ارشاد در حوزه سينما در مسيرى گام برمى دارد كه در نهايت به تركستان ختم مى شود. معلوم نيست آيا ارشاد اين فيلم نامه را نخوانده كه به آن مجوز داده است؟ آيا پس از ساخت، مميزى آن را نديده كه به آن مجوز اكران داده است؟ ارشادى كه سنتورى را به حق و با قدرت توقيف كرد چرا در برابر اين فيلم سكوت اختيار كرده است؟ آيا ارشاد از اين سكوت هدف خاصى را دنبال مى كند؟
۵- سال گذشته وقتى فيلم اخراجى ها قرار شد از تلويزيون پخش شود برخى از آقايان مدعى، گريبان چاك دادند كه اگر اين فيلم پخش شود در مقابل صدا و سيما خودسوزى خواهيم كرد!
چرا كه به غلط معتقد بودند كه اين فيلم وهن رزمندگان در ۸ سال دفاع مقدس است. الان در «هميشه پاى يك زن در ميان است» توهين آشكار به مقام شامخ جانبازى شده است. آقايان كجا هستند؟
۶- آقاى تبريزى برخى معتقدند كه شما بعد از ساخت مارمولك (كه توهين به روحانيت بود) با فيلم «يك تكه نان» خواستيد بگوييد كه اشتباه كرديد و به نوعى عذرخواهى كرديد و به قول هم مسلكان اصلاح طلبتان توبه نامه تصويرى! نوشتيد وليكن همان زمان عده اى ديگر گفتند هرگز نبايد به اين موارد به ويژه در سينما اعتماد كرد. و امروز اين حرف بر همگان مشخص گرديد كه شما با انتساب خود به نيروهاى انقلاب با استفاده از امكانات نظام و تحت لواى سينما، عقايد و اعتقادات بيمار خود را تحت عنوان فيلم به خورد مردم داديد. ارزش فيلم هاى خوبتان را ناديده نمى گيريم. «ليلى با من است» از نوادر سينماى طنز ايران بود ‌ولیکن طبق گفته اماممان میزان حال افراد است و شما متاسفانه حال و روز خوبى نداريد!
نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط علی موحد| |