۲روز ديگر عاشوراست و اگر غفلتي در راه باشد ما به خيل عظيم كوفيان، به عظمت نيزهها،به درخشندگي شمشيرها، به شيهه اسبان، به پرچمهاي بيشمار، به كمانداران، به ابن سعد، به شمر، حرمله و ... خواهيم پيوست.

اي مردانگي حر، اي محبت جون، اي شكوه حبيب ابن مظاهر، اي همت مسلم بن عوسجه، اي نخلها، اي ريگها، اي خيمههاي غريب، اي تشنگي، اي گاهوارههاي آشوب، اي مشكهاي خالي، اي علم پريشان، اي فانوسهاي خاموش و اي صداهاي خفته ما را نجات دهيد!
آيا صداي ما به خيمههاي تنها خواهد رسيد؟ آيا سواري به پيشواز ما خواهد آمد؟ دستهاي باصلابت ما را خواهد پذيرفت؟ آغوشهاي گرم ما را احاطه خواهد كرد؟ اسبهاي عاشق ما را سواري خواهند داد؟ شمشيرها در مشت ما جا خواهند گرفت؟ خواهيم توانست برهنگي را در مقابل تيغها و تيرها تجربه كنيم؟ زخمهاي سهمگين با تن ما آشنا خواهد شد؟ چند شمشير و خنجر در قلب ما جا خواهد گرفت؟ چه كسي به روي سينه ما خواهد نشست؟....
ما هم صداي شيهه ذولجناح را بر بالاي سر خود خواهيم ديد؟ آيا سر ما هم به روي زانوي امام آرام خواهد گرفت؟
این ۲ بیت زیبا هم از وبلاگ دوست خوبم برادر تورنگ گذاشتم اینجا :
يادتان باشدلباس مشكيم راتاكنيد گوشه اي ازقبرمن اين جامه راهم جاكنيد
كاش من درشام تاســـوعـــابميرم تاخرجيم رانـــذر خــرج عــــاشـــــورا كنيد


یکی خواجه بچه گرگ می پرورید
چو پرورده شد خواجه برهم درید

