ورود ده نمکی به منطقه ممنوعه!!
نمی دانم گفتگوی دهنمکی را دربرنامه عبور شیشه ای دیدید یانه ؟ خیلی جالب بود هرکس ندیده به نظر من از دستش رفته....
من فکر می کنم این گفتگو چند نکته اساسی داشت :
اول اینکه بعد از سالها و مدتها یک نفر از یک جریان فکری که کسی تو این مملکت قبولش نداره وچپ وراست باهم می کوبدش و فقط می خواهد که گوشت دم توپ باشد ، فرصت پیدا کرد در رسانه ملی حرفش را بزند. باید توجه داشته باشیم که ده نمکی یک فرد نیست بلکه نماد است. نماد یک یا دونسل از بچه های همین مرزو بوم که علیرغم فشارهای مختلف در این چند سال همیشه پای ثابت دفاع از نظام بودند چه اون روزهایی که جنگ بود ، چه اون روزایی که با منافقهای داخلی باید می جنگیدند و چه امروز که در یک جبهه جدید باید مبارزه کنند.البته مبارزه در این جبهه جدید به نظر من مبارزه سخت تر است چون با نیروهای به اصطلاح خودی هم طرف هستی!!
نکته دوم اینکه یک فیلمی ساخته شده به اسم اخراجیها که تا همین الان حول وحوش یک میلیاردو سیصد میلیون فروش کرده. این فیلم خوب یا بد (که البته قابل بحث است) مورد استقبال شدید مردم قرار گرفته است. فیلمی که همه نوع تماشگر دارد از مذهبی گرفته تا غیر مذهبی ، عوام وخواص. فیلم به نوعی نماد وحدت ملی است.
حالا یک عده روشنفکر!! یا بهتر بگویم یک عده آدم که عاشق ادا واطوارهای روشنفکری هستند در مقابل این فیلم موضع گرفته اند و هزارسوال بی ربط و بی منطق طرح می کنند . حالا اگر شبیه این فیلم با ضعفهای فراوان توسط بیضایی، مهرجویی، فرمان آرا و ...... ساخته می شد همین آقایان با بررسی های به اصطلاح کارشناسانه فیلم را تا عرش اعلا بالا می بردند که بله! استاد فلان فیلم را ساخته اند وبه به چه چه .....
نکته سوم ؛ یک عده آدم به ظاهر خودی و بچه مسلمان دور هم جمع شدند و سینمایی به نام سینمای معنا گرا !!!را که به نظر دکانی دو نبش بیش نیست را به اسم خود کرده اند. همین آقایان چون از طیف بچه مسلمانها هستند به ورود یک نفر جدید به طیف سینماگران به اصطلاح متعهد به شدت ناراحت هستند. حالا این یک نفر ده نمکی باشد چه بدتر!!!
چرا؟
چون دایره آدمها گسترده می شود و مافیا و پدرخواندگی آقایان مورد تشکیک قرار می گیرد. امثال مجیدی ها ، میرکریمی ها و.... از این طیف هستند.
یادم است در روزهای اولی که قرار بود اخراجیها ساخته شود همین آقای مجید مجیدی کارگردان معنا گرای کشورمان که با رانت حوزه هنری کارگردان شده گفته بود که چه کسی و ازکجا گفته اند که ده نمکی باید کارگردان شود؟!( منظورش وزارت اطلاعات بوده ) حالا یکی نیست به خو این آقا بگوید جنابعالی با رانت کجا کارگردان شدی ؟ آیا برای این از شما حمایت نشد که یک کیارستمی از بین بچه مسلمانها بیرون بیاید..... که البته نشد.
چهارم ؛ فیلم در حوزه دفاع مقدس و مسایل اجتماعی جنگ و پس از آن زیاد ساخته شده ولی همه بروبچه های جنگ . یعنی آنهایی که در جبهه حضور داشتند نه حزب اللهی های جنگ ندیده که حتی سنشان هم قد نمی دهد به آن دوران ! فیلم را دیده اند با فیلم خندیده اند و با آن گریستند و در پایان فیلم را تایید کرده اند و گفته اند جبهه ای که ما بودیم همین است که در این فیلم ترسیم شده. به نظر من همین تایید بچه های جنگ کافی است و به یک دنیا حرافی ها و اراجیف منتقدین روشنفکر نما ! می ارزد.
ششم؛ ده نمکی برای اولین بار در یک گفتگوی مستقیم و زنده در تلویزیون حاضر شد و حرفهایی را زد که به زعم آقایان بعید است خوش بیاید. حرفهایی که همیشه می گفت چه در نشریات چه در مستندها و چه در سینما.
جنگ فقر و غنا ، جنگ عقیده ، جنگ بی مرز ، ایستادن مقابل قدرتمندان و...... حرفهایی ایی که همگی برگرفته از ادبیات دشمن شکن امام(ره) بود . حرفهایی که دیگر امروز برای آقایان معنی ومفهومی ندارد ....... حرفهایی را زد که با اینکه بهش گفته بودن منافع ملی را رعایت کن !! رعایت نکرد و دوباره رفت در خط قرمز تلویزیون!
نکته آخر؛ امام یک حرف قشنگ میزد الان متن کاملش در دسترسم نیست ولی مضمونش این بود هرجا که دیدید صدای استکبار از حرکات شما در آمده بدانید که درست به هدف زده اید و کار شما کاملا صحیح بوده(با همین مضمون). حالا به نظر من ساخت این فیلم توسط یک جریان فکری خاموش که ده نمکی نماینده آن است دقیقا مصداق همین حرف امام است . سر وصدای همه آقایان به اصطلاح قدرتمند و باندهای مافیایی در عرصه سینما درآمده پس مطمئن باش که دقیقا به هدف زده ای و در ادامه راه شک نکن که را درست همین است . اصولا در همه امور ورود به دایره مافیایی قدرت خطرناک است و ده نمکی با ساخت این فیلم وارد حوزه ممنوعه شده ورودی که خوشایند هیچ یک از آقایان خودی وغیر خودی نیست و هرکدام به طریقی سد راه خواهند شد. ولی ده نمکی باید باز هم فیلم بسازد و این دایره بسته سینما را همچون دایره بسته قدرت که بعد از 27 سال شکافته شد را بشکافد .................
گر مرد رهی میان خون باید رفت ......................
امروز یکی از دوستان قدیمی (در حد زیر خاکی
) زنگ زد به من . منم داشتم از فرط تعجب شاخ در میآوردم که این رفیقمون ما رو از کجا پیدا کرده ......
برگشت گفت : داشتم اینترنتو می گشتم ییهو! به اسم تو خوردم گفتم راستی این فلان فلان شده کجاست؟ رد پاتو گرفتم از ایسنا تا هفته نامه صبح مسعود ده نمکی و خبرگزاری مهر و روزنامه جوان و.....تا رسیدم به سازمان خراب شده فرهنگی دیدم اونجایی . خلاصه با کلی مصیبت موبایلتو گیر آوردم و الانهم که بهت زنگ زدم...... راستی چرا این گداخونه رو (منظورش وبلاگ بود!) به روز نمی کنی ؟
گفتم :حالا بعد ۶-۷ سال زنگ زدی همینو بگی؟ فعلا حال وحوصله ندارم نمی گم وقت ندارم هرچند که اونم هست.
خلاصه یه یک ساعتی حرف زد و شارژ موبایل ما رو هم تموم کرد ورفت....
بعد از این داستان هم ما ییهو!! متحول شدیم تصمیم گرفتیم از امروز یعنی ۱۹ فروردین بعد از ۱۰۹ روز وبلاگمونو به روز کنیم . امیدوارم این بار بی حال وحوصله نشم که راستی راستی درشو گل می گیرم!!!
راستي تو اين مدت اتفاقات جالبي افتاد فيلم ده نمكي اكران شد و تركوند و به مسكو رفت . احمدي نژاد هم ميخواست بره نيويورك بتركونه كه نشد.از اون طرف يه سري انگليسي رو گرفت و بعد عكس يادگاري گرفتو آزادشون كرد كه البته واقعا تركوند!! قطعنامه عليه ما تصويب كردند و البته خواستن بتركونن كه هنوز نتونستند و خلاصه اتفاقاي جالب ديگه .......... اميدوارم باشم و بتونم را به اتفاقات بتركون اين ملك!!! بنويسم.....
فعلا یا علی مدد

