تبليغاتX
یاد مانا

گافهای اساسی تو بازی سیاسی!

انتشار نامه محرمانه پیرامون پایان جنگ از جمله اتفاقات جالب بود که در این سالهای اخیر اتفاق افتاد . اصولا تو دعواهای سیاسی آقایون بعضی مواقع گافهایی ! می دن که ............

چند نکته جالب در این بین به نظر می رسه که بد نیست اینجا ذکر شود:

 

 

 

۱- با انتشار این نامه، به نظر می‌آید همانطور که حضرت امام تأکید داشتند امروز دیگر زمان بررسی عملکرد سکانداران جنگ تحمیلی فرا رسیده باشد.

۲-آقای هاشمی این نامه را برای تبرئه خودش منتشر کرده است و طی آن ادعا شده که در اواخر جنگ مردم برای رفتن به جبهه‌ها هیچ شوقی نداشتند در صورتی که پس از آغاز عملیات مرصاد و با پیام حضرت امام، صدها هزار نفر به سوی جبهه‌ها ‌رفتند تا جایی که امام به طور رسمی اعلام کردند اگر می‌دانستم مردم چنین انگیزه‌ای دارند، هیچ گاه قطعنامه را قبول نمی‌کردم.

۳-گام بعدی پس از انتشار این نامه باید این باشد که روشن شود چرا سیاسیون امام را برای پذیرش قطعنامه در برابر عمل انجام شده قرار دادند.

۴-امام همواره تأکید می‌کردند که باید تا آخرین قطره خون بجنگیم اما مسئولین سیاسی اعتقاد داشتند که با یک پیروزی باید جنگ را متوقف کرد.

۵-این اتفاق مبارک یعنی بازگشایی پرونده پایان جنگ، به دور از منازعات سیاسی و فارغ از سوءاستفاده جناح‌ها، به صورت کارشناسی مورد نقد واقع شود.

نکته آخر هم در مورد مقاله حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان یکشنبه ۹ مهر است.برادر حسین کما فی السابق تو نوشته هاش یکی به میخ میزنه یکی به نعل! البته اینجا بیشتر به میخ زده تا به نعل!!!!!

شریعتمداری طبق دید امنیتی که نسبت به همه چیز دارد انتشار نامه را که جزو اسرار نظام محسوب می شود را امری بسیار نادرست دانسته اند . از یک سو این نگاه درست است ولی ایشان به یک سوال پاسخ نداده اند و آن اینکه آیا طبق گفته امام زمان آن نرسیده عملکرد زمامداران جنگ پس از ۱۸ سال با نگاهی خارج از تعصبات گروهی و جناحی بررسی شود.

البته در این بین قصد حمایت از حرکت هاشمی رفسنجانی را نداریم چه اینکه حرکت ایشان هم کاملا سیاسی بوده  و هیچ نشانی از دلسوزی برای انقلاب در آن دیده نمی شود.

اگر آقاي هاشمي نامه خودشان به امام كه جمع بندي نامه هاي مسئولين از جمله آقاي رضايي است را منتشر كنند مشخص مي شود كه حق باكيست وآيا نامه هاي مسئولان به دستي به امام منتقل شده ويا آنچه در نامه امام به نقل از مسئولين آمده برداشت آقاي هاشمي بوده كه به امام منتقل شده است.

راستی تا حالا از خودتون پرسیدین که چرا محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی که تو یک طیف هستند وازسوی دیگه محسن رضایی که آدم هاشمیه هر از چند گاهی از این دعواها به پا می کنن ؟؟؟

یه کم مشکوک نیست ؟؟؟؟؟؟

باید مواظب باشیم بازی آقایونو نخوریم.

علی ایحال این از همان گافهایی است که در ابتدا گفتم و امیدواریم خارج از تعصبات قومی قبیله ای !!!!!!!!! این قضیه روشن شود.

نوشته شده در یکشنبه 9 مهر1385ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط علی موحد| |
آقا مسعود

آدم عوض ميشه ولي عوضي نميشه!!!!

مسعود ده نمكي رو نمي دونم چقدر مي شناسيدش يا اصلا مي شناسيدش !!!؟

مسعود ده نمكي هميشه براي من يك آرمانگرا بوده كه هيچوقت به بيراهه نرفته چه اون موقع كه نشريه در مي آورد و ما تو اون نشريات نوشتن رو ياد گرفتيم جه امروز كه داره فيلم مي سازه!

هميشه عده اي منتظرند تا مسعود ده نمكي زمين بخوره . يادش بخير يه زماني پيش برادر...... خيلي مي رفتيم هميشه به من مي گفت اين رفيقت مسعود ده نمكي هنور طبرزدي نشده؟؟؟

خود همين آقا كه سنگ راستي هارو به سينه مي زد و ادعاي استراتزيست بودن اين جناح رو داشت تو انتخابات يه چرخش ..... داشت و رفت سمت هاشمي.

نمي خوام وارد اين لاطائلات سياسي بشم ولي مي خوام بگم مسعود ده نمكي از روز اول هم همين حرفارو مي زد يه روز بانشريه يه روز مصاحبه دفعه ديگه با سخنراني يه بار با مستند و اين بار هم با فيلم سينمايي.

پايه حرف هميشه يكي بوده ولي ابزارها متفاوت و اين مصداق بارز كلام مولاست.

آدم عوض ميشه ولي عوضي نميشه!!!!ولي تو مملكت ما متاسفانه برعكسه همه عوضي ميشن جا عوض شدن!!!(به كسي برنخوره حقيقت تلخه)

 اميدوارم اين فيلم آقا مسعود زودتر تموم شه تا يه تو دهني محكم بزنه تو دهن منتهي اليه چپ تا منتهي اليه راست !!! البته راست بيشتر!!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط علی موحد| |
به مناسبت پايان محاكمه صدام

اين مطلب زير رو ! چند وقت پيش كه حال وحوصله داشتم نوشتم دادم  رفيقم ! كه وبلاگ qamsarian.persianblog.com رو داره تو همشهري چاپش كنه!

الان چند وقته دل و دماغ نوشتن ندارم . علي ايحال اينو بخونيد . طولانيه ولي بدك نيست!!!!

خبرکوتاه وگویا بود محاكمه"دیکتاتورعراق، صدام حسین، به پايان رسيد. این خبر برای ایرانیان نیز بسیار خوشحال کننده بود ، "صدام حسین التکریتی" از آن تیپ چهره هایی است که هیچ ایرانی نمی تواند او را فراموش کند ، در طول 33 سالی که نام او برای ایرانیان آشنا شده  بیش از هر چهره سیاسی برای ایرانیان خبر ساخته است. این خوشحالی برای ملت ایران مضاعف است، زیرا طی هشت سال جنگ تحمیلی، به اجبار در جنگی که خواسته صدام و ابرقدرتهای حامی‌ آن بود، گرفتار بودند.  

 

 

 

همان قدر که سقوط رژیم عراق در 3 سال پیش بدون هیچ مقاومت از سوی صدام ویارانش  یک واقعه مهم درمنطقه بود دستگیری صدام با آن وضعیت در گودالی نمور و بدون هیچ مقاومتی می تواند مهم و بازگو کننده بسیاری از ناگفته ها باشد . از جمله این واقعیت که صدام پس از سی سال دیگر برای آمریکا وهمدستانش کارایی لازم را ندارد و پس از9 ماه بازی موش وگربه ساختگی توسط آمریکایی ها دستگیر می شود.

پس از گذشت چندين جلسه از برگزاري جلسات محاكمه صدام وپايان محاكمه وي بد نيست تا زندگی سیاسی صدام و اقداماتش در صحنه‌ سیاسی و اجتماعی عراق طی بیش از دو دهه حکومتش بررسی نماييم.

 

منطقه خاورمیانه  به ویژه در پیرامون کشورهای نفت خیز بعد ازجنگ جهانی دوم همیشه در نا آرامی سیاسی و عدم ثبات اقتصادی حاکم بوده است. کودتاهای نظامی، و یا حملات نظامی و لشگرکشی در این منطقه متداول بوده است. حکومتهای  خودکامه و نظامهای  وابسته متعلق به قدرت های نو استعماری، هم و غم خود را برای حفظ منافع قدرت های جهانی و کشورهای صنعتی غرب  به کار گرفته و حافظ منافع قشر کوچک دزد و تبهکار و حاضر به اعمال هرنوع جنایت بوده اند.

درمنطقه خاورمیانه حکومت فاسد  و  توتالیتر و جنایت کار  بعث عراق  از سال 1958 با کودتای نظامی "عبدالکریم قاسم" بر سر کار آمد و کودتاهای  متعددی  آن هم نوع نظامی اش در این کشور به وقوع پیوسته است که تمامی کودتاچی ها برای هموار کردن حکومت خود اعضا و یا هواداران حکومتهای برانداخته شده را حذف فیزیکی کرده اند و اکثرا" به کشتار جمعی دست زده اند. حکومت ها ی نظامی و کودتاچی بعد از کودتای  "عبدالکریم قاسم" هرگز به مناسبات حقوق مدنی و قانونی به خصوص قوانین اساسی ، اعتنایی نداشته اند. قوانین اساسی که دولت های کودتاچی عراق تدو ین کرده اند، اکثرا" فاقد اراده مردم بوده و هموار کننده  منافع قشر و طبقه حکومتی بوده است. با این وسیله به حقوق حقه مردم عراق تجاوز می گردید وکسی را هم جرات مخالفت و اعتراض به نظام فاسد بعثی را نبود، چرا که رژیم پلیسی- نظامی بعث ها مخالفان را به سلاخ خانه های حکومتی برده و آنها را به قتل می رساندند.

 

 

صدام  برای ثبات نظام  حکومت بعثی و  برای کسب  حمایت کشورهای غربی وگرفتن  امتیاز از آنها ، امکانات تجارت و روابط اقتصادی را آزاد گذاشته بود ، ازاین رو کشورهای صنعتی برای حفظ منافعشان، به نقض حقوق بشر در این کشور اعتنایی نداشتند  و این مهم را دولت های اروپایی و ایالات متحده امریکا که به ظاهر سینه چاکان حقوق بشر وآزادی هستند در عراق نادیده می گرفتند. کشورهای غربی متحد سیاسی و منافع اقتصادی خود را در منطقه خاورمیانه، بعد از سرنگونی رژیم شاه، در حکومت بعثی عراق می دیدند.

در سال  1359 پس از گذشت کمتر از دو سال از سقوط شاه  دیکتاتورایران، حکومت و دستگاه  حاکمه عراق به سود کشورهای غربی و به خواست آنها با برنامه قبلی جنگ ایران وعراق را برافروخت.

برای منافع کشورهای صنعتی جهان ، صدام حسین تخیل تجدید داستان قاصدیه و فتح ایران را به دست اعراب را درسر می پروراند غافل از آن که مردم ایران در مقابل ارتش متجاوزگر و عامل قدرتهای جهانی خواهند ایستاد و هرگز اجازه تصرف و اشغال کشورشان را نخواهند داد.

اما باید پرسید صدام حسین را چه کسی در طول جنگ با ایران  با سلاحهای کشتار جمعی و شیمیایی تجهیز کرد؟

آمریکا که برنامه جنگ ایران و عراق را در پنتاگون ریخته بود، آن را با کمک صدام  به مرحله اجرا گذاشت، و در سال 1983 رامسفلد را به  پیش صدام می فرستند تا در مذاکرات مخفی  برای جنگ با ایران سلاح کشتار جمعی در اختیار او بگذارد با کمک های ایالات متحده آمریکا و اروپا، عراق به تولید و به کار گیری  بمب شیمیایی علیه ایران اقدام می کند . از همین بمب شیمیایی علیه مردم بی دفاع حلبچه کردستان  استفاده می کند و باعث مرگ بیش از 5000 نفر به ویژه  کودکان وزنان می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر،آنچه مسلم است کشورهای صنعتی غرب به جنگ افروزان و جنایتکاران بغداد تمامی امکانات صنعتی تولید ابزار کشتار جمعی را  دادند.

 

 

 

 

فرآیند سیاست کمک های تسلیحاتی کشورهای غربی به صدام حسین تولیدات ده ها  تن مواد سیاه زخم  و دیگر مواد باکتریل بود که بنا به گزارش ماموران سازمان ملل عراق انواع و اقسام مواد شیمیایی برای استعمال  در جنگ را تولید کرده است.

تولید مواد بیولوژی و شیمیایی در راستای حفاظت از منافع کشورهای صنعتی جهان درمنطقه به وسیله صدام و حمایت کشورهای غربی انجام می گرفت. نقش صدام در منطقه خاورمیانه به ویژه منطقه خلیج فارس  حفظ منافع کشورهای صنعتی  اروپا و آمریکا بود  و کشورهای ارتجاعی عرب در منطقه خلیج فارس  8 سال از او علیه جمهوری اسلامی ایرا ن آن هم به دستورمستقیم آمریکا در جنگ علیه ایران حمایت بدون قید و شرط می کردند.

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هشت سال به طول انجامید و جان میلیون ها نفر از هر دو کشور را گرفت. آمریکا به طور غیرعلنی از جنگ صدام علیه ایران حمایت می کرد. آمریکایی ها که همواره پز حقوق بشر را برای مخالفان خود می دهند کارنامه حقوق بشر حکومت صدام را نادیده گرفتند و در مقابل فجایعی مانند بمباران شیمیایی شهرها و روستاهای  ایرانی سکوت اختیار کردند.

 

 

جنگ با ایران اقتصاد عراق را فلج ساخته بود و رهبربعثی عراق سخت تقلا می کرد درآمد نفتی کشور را افزایش دهد. او پس از متهم کردن کویت به پایین آوردن قیمت های نفت به این کشور حمله و آن را بخشی از عراق اعلام کرد.

ارتش آمریکا عراق را از کویت بیرون راند. این جنگ هم تبعات فاجعه باری برای عراق داشت. چندین هفته بمباران توسط نیروهای تحت رهبری آمریکا که صدام حسین آن را مادر همه جنگ ها نامید، تاسیسات زیربنایی عراق را ویران کرد.

رژیم فاسد حاکم در عراق هرچه  آمریکا می خواست به آن تن می داد. دولت بعثی عراق به خاطر توسعه طلبی اش با توصیه آمریکا نخست برای اشغال ایران و بعد اشغال کویت دو جنگ را برافروخت و گام  به گام بر اثر ضربات جنگ و تحریم های اقتصادی آنچنان تضعیف گردید که عنکبوتی چون آمریکا که برای بعثی ها تارزده بود تا آن ها را گرفتار کند هم اکنون با حمله به عراق تارهای این عنکبوت ابرقدرت هر روز تنگ تر کشیده می شود و عراق امروز طعمه این عنکبوت شده است.

 

به خاطر سیاست های توسعه طلبی  جنون آمیز دولتمردان بعثی، وبا اشغال کویت توسط عراق ورق سیاست مناسبات آمریکا در مقابل عراق از نو بور می خورد و بازی جدیدی توسط آنها آغاز می شود و از سال 91 به بعد در راستای اهداف خودشان و نه به خاطر نجات مردم عراق سیاست جدیدی را البته با هماهنگی صدام به اجرا در می آورند. عراق بعد از تسلیم شدن به قوای متفقین در جنگ 1991 موظف می گردد که خلع سلاح شود، و می بایست تمامی سلاح های کشتار جمعی را نابود کند. قطعنامه هایی در شورای امنیت برای  خلع سلاح  شدن عراق تصویب شد که هیچکدام مورد توجه رژیم عراق قرار نگرفت .

پس از جنگ با کویت اشتباهات فاحش و احمقانه دیکتاتورعراق به تبعات گسترده داخلی در خود عراق منجر شد. شیعیان جنوب عراق علیه او شورش کردند ، اما درحالی که صدام حسین با بی رحمی تمام شیعیان را سرکوب می کرد تا بار دیگر مهار قدرت در جنوب کشور را در دست گیرد، قدرت های غربی تنها شاهد این حوادث فاجعه بار بودند و با این طرز رفتار نشان دادند صدام مهره ای است که هنوز برای آنها کارایی دارد. پس از شیعیان در شمال صدام به کردها حمله کرد. میلیون ها نفر به کوهستان های سرد گریختند و نیروهای غربی مجبور شدند بخشی از شمال عراق را "ناحیه حفاظت شده" اعلام کنند که به وسیله نیروهای هوایی آمریکا و انگلیس اعمال می شد.

 

 

 ..... و اما امروز

 

هرچه قدر که از بحث عراق و صدام و آمریکا می‌گذرد، مسائل پیچیده‌تر می‌شود. همانطور که 3 سال قبل همگان دیدند در عراق جنگی به آن معنا اتفاق نیفتاد که این نشان از تبانی بعثی ها با اشغالگران بود. ظاهر امر نشان می‌دهد که آمریکاییها از جای صدام مطلع بوده‌اند.

به هرحال صدام یک جنایتکار جنگی است و به غیر ازجنایات درعراق از آغاز ورودش به حزب بعث، درجنگ 8 ساله علیه ایران جنایت‌های بزرگی را مرتکب شد که باید درسطح بین‌المللی به جنایاتش رسیدگی شود که نمی توان از آن گذشت و یکی از بزرگترین مدعیان محاکمه صدام، مردم ایران و خانواده‌های شهدا، جانبازان و آزادگان هستند.

 

 

 

 

 

صدامی كه در دادگاه با عنوان اتهامي رسيدگي به قتل عام روستائيان "دجيل" محاكمه شد و اكنون در انتظار حكم است، به عنوان رییس جمهوری است که به دو دهه دیکتاتوری در صحنه‌ سیاسی عراق مشهورشده بود و پس از دستگیری از رفتار گذشته خود نه تنها ابراز ندامت نکرد بلکه با افتخار از آنها یاد کرده و تمامی کسانی را که کشته بود مزدور ایرانیان خواند.

 وی باید در یک دادگاه صالحه محاکمه شود تا بگوید طی این سالها چه کسانی او را تجهیز کردند. چه کسانی سلاح‌های شیمیایی به او دادند. کدام یک از دولت‌ها او را در برابر مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی‌ یاری کردند و چرا سه دهه با دادن پز دموکراسی و حقوق بشرو...... در مقابل این جنایات ساکت بودند تا آنکه صرفا براساس منافع خود این زمان تصمیم به سرنگونی و دستگیری او گرفتند.  وی موثرترین فردی است که می‌تواند تصویر واقعی را از جنایاتی که در جنگ عراق علیه ایران اتفاق افتاد نشان دهد و دستگیری صدام می‌تواند سند مظلومیت ایران را یک بار دیگر از زبان مسبب اصلی‌اش بازگو کند.

هرچند به نظر مي رسد قدرتهاي مستولي بر اين دادگاه همانطور كه جنايات عراق عليه ايران را نگذاشتند در دادگاه مطرح شود از بيم افشا شدن نقش خود در كمك به صدام بازهم نخواهند گذاشت چنين اتفاقي بيفتد.

 

نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط علی موحد| |
هفته دفاع مقدس طبق سنوات ماضيه مبارك باد !

 

هفته دفاع مقدس

نوشته شده در دوشنبه 3 مهر1385ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط علی موحد| |
آیا کابوس اسرائیل تعبیر می شود؟

   طبق قانون اساسی لبنان، رییس جمهور باید یک مسیحی، نخست وزیر سنی و رییس مجلس باید  یک شیعه باشد. جدای از استعماری بودن اصل این تفکیک عجیب و غریب، شاید برای شما جالب باشد که آخرین سرشماری در این کشور در سال1932 توسط فرانسه انجام شد که به دروغ اعلام کردند 55٪ لبنانیها مسیحی 25٪ سنی و 18٪ شیعه هستند و بر همین اساس این قانون تقسیم قدرت را وضع کردند و از آن تاریخ تاکنون(75 سال) سنی ها و مسیحیان اجازه ندادند هیچ سرشماری دیگری در این کشور انجام بگیرد ولی طبق تخمین خود سنی ها و مسیحیان این کشور، حدود 35% شیعه، 32%مسیحی و 20%سنی و 13% متفرقه می باشند. هرچند شیعیان معتقدند که مسیحیان تنها 20درصد می باشند و از 4میلیون نفر جمعیت این کشور حدود 1.8میلیون نفر آن شیعه هستند یعنی 45%.

 

   بعد از فرار اسراییل از جنوب لبنان، بسیاری خواهان تقویت حزب‌الله در عرصه سیاسی، برای به دست گرفتن قدرت شدند و اینکه آنان اسلحه را فراموش کند ولی تدبیر حزب‌الله و رهبر معظم انقلاب این بود که اسراییل دست از شرارت بر نداشته است. (چنانکه ثابت شد.) شاید ورود حزب‌الله به پارلمان و پذیرفتن وزارت کار و وزارت انرژی تحت همین شرایط صورت گرفت. از دلایل دیگر عدم حضور جدی حزب‌الله در امور سیاسی شفاف نبودن فضای سیاسی در لبنان است چنانکه 20درصد مسیحی این کشور بسیار ثروتمند میباشند و بسیاری از رسانه های این کشور و بنگاههای اقتصادی نیز در دست ایشان است و با پشتوانه خارجی (غرب و مخصوصا فرانسه) فضای سیاسی و روانی تاریکی ایجاد میکنند. استضعاف بسیار شدید مردم شیعه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ مالی به این علل اضافه می شود. البته حزب‌الله با مشکل دیگری هم روبرو بود و آن جنبش امل می باشد. این جنبش که علیرغم شروع خوب نتوانست با تاریخ مبارزه در لبنان حرکت کند نه تنها از قافله جهاد جا ماند بلکه با ناسازگاری با حزب‌الله باعث ایجاد تفرقه در بین شیعیان می شد.

  بهرحال آنچه پیش رو داریم فضایی متفاوت از قبل از جنگ است. جبهه شیعیان متحدتر شده است و جوسازی های رسانه‌ای،علیه حزب‌الله نیز دیگر کارایی ندارد. چندی پیش سیدحسن اعلام کرده بود شرط خلع سلاح حزب‌الله خروج اسراییل از مزارع شبعا و ایجاد یک دولت و ارتش قوی در لبنان است. به تعبیر من، شرط اخیر در فضای دیپلماتیک چنین معنی می شود: واگذاری حق مشارکت سیاسی حزب‌الله در دولت طبق بافت جمعیتی و نیز به دست گرفتن ارتش توسط شاخه نظامی حزب‌الله.

      البته در هردو مورد به نفع دولت لبنان است. ارتش لبنان تقریبا ضعیفترین ارتش منطقه است و می توان گفت این کشور اصلا ارتشی ندارد. (علیرغم اینکه حقوق نظامیان ارتش لبنان بسیار بالا و رقم عجیب و غریبی است ولی مسیحیان مرفه و سنی های اقلیت هیچ تمایلی به عضویت در ارتش را ندارند.) به این وسیله حزب‌الله سعی خواهد کرد هم حقوق اجتماعی مردم شیعه را استیفا کند و هم عملا خلع سلاح نشده است .

  به هرحال حتی اگر منظور سید حسن نصرالله هم این نبوده است، این پیشنهاد خوبی می باشد و 2میلیون شیعیان لبنان که تاکنون دل به یک دولت شیعی 70 میلیونی بسته بودند بهتر است به فکر ایجاد یک انقلاب مستقل دیگر در منطقه باشند همانطور که ایرانی ها در سال57 و شیعیان  در عراق  و حماس در فلسطین چنین کردند.

موانع 

 هرچند حزب الله 2سال وقت دارد تا با رایزنیهای مختلف برای انتخابات بعدی این کشور آماده شود ولی وظیفه ج.ا.ا نیز نباید فراموش کرد چون دیگر کشور های صاحب نفوذ در این کشور(فرانسه و عربستان) بیکار نخواهند نشست و برای به قدرت رساندن مجدد همپیمانان خود  از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد چه آنکه امروز هم، رییس جمهور این کشور رفیق فابریک ژاک شیراک و نخست وزیر این کشور دوست‌دختر(!) عربستان است ضمن اینکه تمام امکانات تبلیغاتی این کشور در دست ایشان می باشد (قابل ذکر است که این کشور به چاپخانه خاور میانه معروف است و نیمی از مطبوعات عربی در این کشور منتشر می شود و از دهها شبکه تلویزیونی این کشور تنها یک شبکه ازآن حزب الله است) و فرانسه و عربستان پول بیشتری برای اینگونه مسایل هزینه میکنند ولی ایران دارای محدودیتهای زیادی است و آخرین مشکل موجود برای حزب الله، بافت جمعیت ناهمگون شیعیان در این کشور است چراکه تمام 1.8 میلیون شیعه در این کشور در محدوده بسیار کوچکی ساکن شده اند (به علل تاریخی:فشار عثمانیها و استعمار و نیز فقر مالی) حتما تراکم مناطق شیعه نشین را در تلویزیون در ساختمانهای چندطبقه و کوچه های 3-2 متری دیده اید!

    ولی بسیاری از این موانع یا قابل رفع است و یا در انتخابات تاثیر چندانی ندارد و نیز فراموش نکنیم، روزی که شاهنشاه ایران جشنهای 2500ساله برگزار میکرد خوشبین ترین آدمها هم باور نمی کردند بزودی یک مرجع تقلید در ایران حاکم شود و روزی که جوانان ایرانی زیر آتش فانتومهای بعثی تکه تکه می شدند گمان نمی کردند یک روز در عراق حزبی بر سر کار بیاید که دوست صمیمی ولی فقیه آنها باشد (عبدالعزیزحکیم _رییس ائتلاف شیعه- با تمام وجود به ولایت فقیه اعتقاد دارد) و روزی که نتانیاهو، سرکار آمدن حماس را به ایستادن ایران بر دروازه های بیت المقدس تشبیه می کرد هرگز گمان نمی کرد که این کابوسش تعبیر شود!

  انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا

نوشته شده در دوشنبه 3 مهر1385ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط علی موحد| |