davodabadi.persianblog.ir حميد داودآبادي
اگه هنوز احساس می کنی یه ذره غیرت و مردونگی توی وجودت مونده، این رو بخون! ولی اگه می خوای فحش بدی و بگی این دوباره قاطی کرده، برو حال خودت رو بکن و بی خیال شو؛ مثل 27 سال گذشته!
یکی دو روزه عملیات شروع شده. همون صبح
دهم اردیبهشت افتادیم توی محاصره. ایستگاه حسینیه قتل عامی بود. عراقیا
روی جاده بدجوری مقاومت می کردن. خون بود و خون. ولی ما هنوز زنده بودیم.
اون روز همه بودند. من، امیر محمدی، جهانشاه کریمیان، سیدمحمود میرعلی اکبری ...
ولی امروز ...
هیچکدوم اونا نیستن ... ولی من هستم.
اونا اون روز رفتن با غیرت!
من امروز موندم بی غیرت!
ببخشین این درد یکی دو ساله داره خفه ام
می کنه. زشته، بده، بی حیاییه، خودتون ببخشن. بیاییم همدیگر رو خر نکنیم.
بیاییم سرمون رو از آخورمون دربیاریم و یه ذره غیرتی بشیم.
آره بد می نویسم. بد و سیاه. ولی مگه دروغ می گم؟
عذر می خوام از همه بچه های خرمشهری. از همه بچه های جنوبی که اصلا تاریخ آزادی خرمشهر رو یادشون رفته!
موندم تا شاهد باشم که توی سالگرد سوم
خرداد، بنیادها و سازمان ها و ارگان های کوفت و زهر مار، میلیارد میلیارد
بریزن توی حلقوم کثیف مطربین و تبلیغاتچی ها و چپون چپون که چی؟
یکی دو
سال پیش توی یه جلسه بودم که یه آدم عراقی الاصل که بدبختانه شده مسئول
برگزاری همین جشن های بزن و بکوب و بخور بخور خرمشهر! یه پوشه گنده جلوش
باز کرده بود و هی زر می زد که واسه سالگرد خرمشهر می خواییم فلان کنیم و
بیسار.
یه مطرب کپی بردار هم که هر سال یکی از آهنگای آلمانی و ... رو کپی می کنه و می ده به خورد جماعت و تالار وحدت و وحشت ...
بنرها و تابلوهای فلان قدری توی تهران برای سالگرد خرمشهر
حرفای تکراری ... خاطرات کلیشه ای ... تجلیل از حماسه آفرینان خرمشهر البته همه تهرانی و در همین جا و دریغ از یک خرمشهری!
مدال شجاعت و نشان ایثار و بارون سکه طلا.
و ...
کوفتتون بشه وقتی یکی از مسئولین توی جلسه می گه:
بر
اساس گزارش یکی از سازمان های دولتی، دخترهای جوون خرمشهری به دلیل فقر
مادی و نداری، پول ندارند "نوار بهداشتی" بخرند، بالاجبار از پارچه های
معمولی چندباره استفاده می کنن تا نیازشون رفع بشه و چون مدام از اینها
استفاده می کنن، به بیماری های مختلف از جمله رحمی دچار شده اند!
سرمون رو بگیریم بالا:
خرمشهر آزاد شد ...
خرمشهر آزاد شد ... جیب ماها باد شد!
خرمشهر آزاد شد ... کنسرت ما شاد شد!
خرمشهر آزاد شد ... بچه اونجا ...
جشن بگیریم. بوق کشتی و زنگ کلیسا بزنیم. آلبومای رنگارنگ چاپ کنیم.
چقدر من کثیف شدم. چقدر بی حیا شدم. من از اون وقت که سالگرد خرمشهر رو توی تهران گرامی داشتم، لجن شدم.
اصلا بذارین واسه خودم یه سالگرد خرمشهر بگیرم.
جرم که نیست! می خوام واسه خودم دروغ بگم.
چطور
آقایون می تونن توی تهران کنگره شعر و موزیک و بزن و ... به یاد خرمشهر
راه بندازن و یک سال خود و خونوادشون رو بیمه مالی و حالی بکنن! من نمی
تونم زر مفت بزنم؟!
من که نه حق و حساب می خوام نه چک فلان میلیونی بابت چهار خط شعر و ور!
دروغ های سوم خردادی
تیتر یک روزنامه ها و سایت های اینترنت در سالگرد خرمشهر
-
وزارت بهداشت اعلام کرد به مناسبت سالگرد آزادی خرمشهر، ده ها دکتر متخصص
جهت هرگونه خدمات رسانی پزشکی به مردم شریف خرمشهر، به مدت یک ماه در سال
به آن سامان اعزام شدند.
- وزارت بهداشت جهت رفاه حال مردم عزیز خرمشهر، هزینه کلیه داروهای لازم را پرداخت می نماید.
- مراسم سالگرد خرمشهر با حضور نمایندگان مجلس که با اتوبوس به آنجا سفر کرده اند برگزار شد.
-
وزارت نیرو بعد از 27 سال، از راه اندازی آب لوله کشی در خرمشهر به شیرینی
آب تهران خبر داد تا دیگر خرمشهری ها شاهد آب های کثیف اهواز و پساب های
نیشکر رود کارون نباشند.
من دیگه بریدم. بقیه اش رو خود شما بنویسید.
خرمشهر در بیست و هفتمین سالگرد آزادی، چرخ و فلک و شهر بازی نمی خواد!
کار، آب شرب، کارخانه و تنها نگاهی غیرتمندانه می خواهد و بس.
از بازسازی شهر "فاو" یک سال پس از پایان جنگ عبرت بگیریم.
صدام
ملعون دو تا از قوی ترین سپاه هایش (سپاه هفتم و سوم) را مامور کرد تا در
عرض چند ماه پس از پایان جنگ با ایران، آن جا را به عروس جنوب تبدل کنند!
چیه مثلا خیلی تکون خوردی؟!
من که عین خیالم نیست.
حقوق توپولم رو می گیرم و توی مسجد محل شما از خاطراتم در آزادسازی خرمشهر تعریف می کنم!
بترکه اون چشمت که نمی تونی ببین!
اگه من نبودم که خرمشهر حالا حالاها آزاد نمی شد، غیرتمند!
مسعود ده نمكي رو نمي دونم چقدر مي شناسيدش يا اصلا مي شناسيدش !!!؟
مسعود ده نمكي هميشه براي ما يك آرمانگرا بوده كه هيچوقت به بيراهه نرفته چه اون موقع كه نشريه در مي آورد وچه امروز كه داره فيلم مي سازه! فقرو فحشا،كدام استقلال كدام پرسپوليس، اخراجيها، اخراجي ها2و...
هميشه عده اي منتظرند تا مسعود ده نمكي زمين بخوره . يادش بخير يه زماني پيش برادر...... خيلي مي رفتيم هميشه به من مي گفت اين رفيقت مسعود ده نمكي هنور طبرزدي نشده؟؟؟
خود همين آقا كه سنگ راستي هارو به سينه مي زد و ادعاي استراتژيست بودن اين جناح رو داشت تو انتخابات قبلي يه چرخش ..... داشت و رفت سمت هاشمي.
نمي خوام وارد اين لاطائلات سياسي بشم ولي مي خوام بگم مسعود ده نمكي از روز اول هم همين حرفارو مي زد يه روز با دادو فرياد در خيابان و نمازجمعه يك روز بانشريه يه روز مصاحبه دفعه ديگه با سخنراني يه بار با مستند و يك بار با فيلم سينمايي و دفعه بعد معلوم نيست با چي ! احتمالا با يه ابزار جديد!؟
ولي پايه حرف هميشه يكي بوده ولي ابزارها متفاوت و اين مصداق بارز كلام مولاست.

آدم عوض ميشه ولي عوضي نميشه!!!!ولي تو مملكت ما متاسفانه برعكسه همه عوضي ميشن جا عوض شدن!!!(به كسي برنخوره حقيقت تلخه) كه مسعود عوض هم نشده همان ده نمكي قبلي است.
اين فيلم آقا مسعود هم مثل قبلي با استقبال زادي روبرو شده و يه تو دهني محكم زده تو دهن منتهي اليه چپ تا منتهي اليه راست !!! از روشنفكر و روشنفكر نما دارن از اين فيلم بد ميگن و جالب اينجاست اونايي كه تا ديروز خودشون جر مي دادن براي اينكه جامعه چند صدايي باشه ، همه بتونن به راحتي ابراز نظر كنن ، امروز اومدن ميگن ده نمكي اندازه كوپنش صحبت كنه!!! دروغ و تزوير و ريا از قيافشون داره مي ريزه .
به قول مسعود ده نمكي "حالا که ما داریم کوتاه میآییم و میپذیریم که در این جامعه همه حق دارند حرف بزنند، توقع داریم که دیگران هم توقع حرفهای ما را داشته باشند. آقایانی که دم از آزادی بیان برای هنرمندان میزنند و از دموکراسی در هنر سخن میگویند تا چقدر این ادعایشان واقعیت دارد. متاسفانه عصبیمزاج بودن، تندخویی، تحملناپذیری و منیت ظاهرا در ذات برخی مدعیان روشنفکری در عرصه هنر و بویژه سینماست." و يا به قول برخي دوستان میشود پاروپا انداخت و با ژست روشنفکرانه به خندیدن و سرگرمی حمله کرد و به 3میلیون تماشاگر تهرانی و شهرستانی - که سخت خندیدهاند - توهین کرد و فرافکنانه گفت که: «سلیقه مخاطب عام تنزل کرده و سادهپسند شده.» اکثر آنها - یا همه آنها- «لومپن»اند و ما روشنفكران (نادان) شانمان اجل اين حرفهاست و عوام الناس بايد هم بخندند! { بنده خدا ها اين جماعت تكليفشان با خودشان هم روشن نيست تا ديروز مدح و ثناي بيضايي را مي كردند و امروز ركيك ترين الفاظ را نثار اين استاد بزرگ (البته به زعم خودشان) مي كنند!!!}
مسعود بدون اينكه عوض و يا عوضي شود فيلم ساخته و سر وصدای همه آقایان به اصطلاح قدرتمند و باندهای مافیایی در عرصه سینما (وامروز قدرت) درآمده پس مطمئن باش که دقیقا به هدف زده ای و در ادامه راه شک نکن که را درست همین است . اصولا در همه امور ورود به دایره مافیایی قدرت خطرناک است و ده نمکی با ساخت دومين فيلم فیلم وارد حوزه ممنوعه شده ورودی که خوشایند هیچ یک از آقایان خودی وغیر خودی روشنفكر و غير روشنفكر نيست و هرکدام به طریقی سد راه خواهند شد. ولی ده نمکی باید باز هم فیلم بسازد و این دایره بسته سینما را همچون دایره بسته قدرت که بعد از 27 سال شکافته شد را بشکافد ...
هرچه به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نزدیکتر می شویم بر وضعیت مبهم و غیر شفاف جریانات سیاسی افزوده می شود. هرروز نامهای جدیدی از سوی جریانات به ویژه اصلاح طلب شنیده می شود. در جریان اصولگرایی تا کنون نام معتبری غیر از احمدی نژاد شنیده نشده است و از سویی عملکرد احمدی نژاد در عرصه داخلی و خارجی آنقدر مثبت و قابل توجه بوده که همه نگاه ها چه در داخل و چه در خارج را به خود معطوف کرده است و از سوی دیگر با توجه به شواهد و قرائن احتمال وحدت اصول گرایان و توافق بر سر کاندیداتوری رییس جمهور فعلی در انتخابات آتی بسیار زیاد است مگر اینکه برخی جریانات داخل جبهه اصولگرایی که بعضا در دوره های پیشین نیز کاندیدای مشخصی را روانه انتخابات کرده بودند این دوره در حکم غضنفر جریان اصولگرایی گل به خودی بزنند! که البته باز هم در صورت این حرکت غیر اصولی نیز برد نهایی با جریان اصیل اصول گرایی خواهد بود هرچند که به گفته باهنر نتوانند به اجماع 100 درصدی برسند.
در این میان آنچه بازی را جالب تر خواهد کرد رقابت سخت در دورن جریان موسوم به اصلاح طلب خواهد بود که از مدتها پیش نمودهای آن در اعلام کاندیداتوری کروبی کرده است.
این جریانی طیف گونه که گستردگی بسیاری دارد و در بازی آینده نیز کم مشکل نخواهد بود. چون یک موضوع از مدت ها پیش شفاف شده است و آن اینکه ناتوانی های ذاتی جریان حاکم بر کشور در دوره اصلاحات طی 8 سال نشان داد که توان اداره کشور در عرصه های مدیریتی چیزی است که این طیف از آن بهره مند نیست.
طیف موسوم به اصلاح طلب ابتدا با دوگانه خاتمی- کروبی بازی را شروع کرد و سپس با اضافه کردن میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس در کنار خاتمی سعی در ادامه بازی به نفع خود دارد به نظر می رسد دلیل اصلی مطرح كردن نام موسوي در كنار خاتمي اين است كه خاتمي به خاطر عملكرد نسبتا ضعیفش در هشت سال رياست جمهوري مورد انتقاد شديد همفكران خود قرار گرفته است لذا با مطرح كردن شخصيت تقریبا موجهی كه زمان بسيار طولاني از نخست وزیری وي در زمان جنگ ميگذرد و مردم بويژه نسل جوان به طور شفاف و واضح عملكرد و نوع رفتارهای ميرحسين موسوي را در زمان نخست وزيريش به ياد ندارند سعی در پنهان شدن پشت وی را دارند . خاتمي با طرح او در كنار خودش موج انتقادات را نسبت به خود كاهش داده و به نوعی میر حسین موسوی سپر بلای جریان تندرو موسوم به اصلاحات شده است هر چند که این بحث موسوی – خاتمی نیز در نهایت به نفع خاتمی تمام خواهد شد و وی کاندید اصلی اصلاح طلبان خواهد شد و موسوی همچنان در محاق فراموشی باقی خواهد ماند چه اینکه میرحسین موسوی در بین جریان اصلاح طلب حامی خاتمی مقبولیت ندارد و نمی توان وی را اصولا کاندیدای جدی جریان اصلاحات به شمار آورد و احتمالا موسوی در حال محک زدن فضای سیاسی کشور جهت فعالیتهای آتی سیاسی است بدون اینکه زیر پرچم اصلاحات بخواهد قرار بگیرد.
از سوی دیگر سید محمد خاتمی و جریان اصلاح طلب حامی وی اعم از اصلاح طلبان سنتی ، میانهرو ، رادیكال و اپوزیسیون حیات سیاسی خود را در گرو این انتخابات می بینند و با توجه به سوابق و پیشینه نه چندان روشن خود احتمال ادامه حیات را برای خود در صورت شکست در حد صفر می دانند.
فراموشی ارزشها، رادیكالی شدن و افراطیگری، الگوبرداری تقلیدی و فقدان اجتهاد، بروز اختلاف در هسته مركزی نظام، غربی شدن، نفوذ عناصر بیگانه، تمایل به دشمن، گردش به غرب از جمله موضوعاتی است که در بازخوانی پرونده اصلاحات به آن برمی خوریم از سوی دیگر اعتقاد به نقش حداقلی دین در اداره جامعه وعملكرد، مواضع و رفتارهای نامناسب عمده اصلاحطلبان خصوصاً طیفهای رادیكال واپوزیسیونی،عامل دوری آنان را در نزد افكار عمومی فراهم كرد. . در همین راستا لزوم بازخوانی پرونده اصلاحات در شرایط فعلی بیش از پیش احساس می شود . پرونده ای که اگر به طور دقیق و موشکافانه برای مردم باز شود خودشان به راحتی سره را از ناسره تشخیص خواهند داد و دیگر بود و نبود خاتمی و یا کاندیدای وابسته به این جریان اهمیتی نخواهد داشت و خود مردم یکبار برای همیشه طومار این جریان را در هم خواهند پیچید.
یادداشت منتشر شده در روزنامه جوان 15 بهمن
صف كانديداهاي دوم خردادي از کروبی و خاتمی و میرحسین موسوی گرفته تا عبدالله نوری و ....كه از مدتها پیش خود را مهيا ساخته اند گوياي این واقعيت است كه همگي اين شخصيت هاي آزمون پس داده، «احساس تكليف» كرده اند که کار رییس جمهور فعلی را يكسره كنند!
در این بین بازی میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس و سید محمد خاتمی رییس جمهور دوران موسوم به اصلاحات با افکار عمومی و اینکه چه کسی بالاخره خواهد آمد به نوعی جدی تر از سایر کاندیداهاست و غرض نهایی از این بازی 2 سر باخت برای اصلاح طلبان کاندیداتوری سید محمد خاتمی است .
خاتمی که این روزها بحث کاندیداتوری اش جدی شده و حتی در جمع مردم قم هم اعلام کرده است که: "با توجه به اینکه مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و در این زمینه تأملاتی دارد، اگر مهندس موسوی به هر دلیلی نیاید من با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده ام و می دانم؛ باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم".
از سوی دیگر میر حسین موسوی را نمی توان کاندیدای جدی جریان اصلاحات به حساب آورد موسوی همواره با، طعنه ها و کنایه های جریان دوم خردادی روبروست. شاید اصل حرف همان باشد که مصطفی تاج زاده گفته بود: «آن روزها (سال 76 و 84) که به میرحسین نیاز داشتیم، نیامد، حالا که داریم به راضی شدن خاتمی نزدیک می شویم، قصد آمدن کرده. فقط می خواهد بازی ما را به هم بزند.» پس به نظر می رسد این بازی با حضور نهایی خاتمی همراه باشد!

خاتمی هم با توجه به شواهد و قرائن و فشارهایی که از جانب برخی جریانات تندرو اصلاح طلب به وی وارد می شود با هدف ساختار شکنی در عرصه مدیریت کشور وارد انتخابات خواهد شد . آنجا که می گوید : بايد بدانم كه «با ساز و كارهاي موجود تا چه حد امكان عملي كردن برنامه ها براي رئيس جمهور فراهم است؟» (کیهان – 13 مهر 87) و بلافاصله در توضيح اين پيش شرط مي افزايد «دولت اصلاحات با وجود تمام تلاشي كه براي تصويب نهايي لوايح دوگانه اختيارات رئيس جمهوري مصروف داشت موفق به دستيابي به نتيجه مطلوب نشد»! اشاره خاتمي به لوايح دوقلو و ناكام ماندن آن در گذشته را با توجه به ماهيت ضد قانون اساسي لوايح دوقلو، مي توان اشاره تلويحي به آمادگي براي ايفاي نقش ساختارشكن تلقي كرد، يعني همان چیزی که افراطیون جریان اصلاح طلب اعم از سازمان مجاهدین و مشارکت به دنبال رسیدن به آن هستند.
نکته مهم دیگری که در صورت آمدن خاتمی محقق خواهد موضوع وزن کشی نهایی جریان موسوم به اصلاح طلبی و اصول گرایی خواهد یود. اين وزن كشي مخصوصاً براي مشخص شدن جايگاه واقعي مدعيان اصلاحات در ميان مردم ضروري است، مخصوصاً آن كه با حضور خاتمي، هر دو جبهه اصولگرايان و اصلاح طلبان با يك كانديدا وارد صحنه مي شوند زيرا وحدت اصولگرايان در اين حالت قطعي است و در جبهه اصلاحات نيز اينگونه به نظر مي رسد، بنابراين نتيجه وزن كشي كاملاً واقعي و شفاف خواهد بود.
پیروزی وشکست اصلاح طلبان درانتخابات آتی با پیروزی ارتباط مستقیم با حیات و ممات این جریان دارد. کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند مشکل اصلی اصلاح طلبان این است که هزینه فعالیت های سیاسی آنان به دلایل گوناگون و از جمله ناتوانی های ذاتی از "اصل سرمایه" آنان کاسته است.
شکست درانتخابات دهم ریاست جمهوری در امتداد ناکامی های سیاسی اصلاح طلبان که از انتخابات دوم دوره شوراهای اسلامی شهر 1382 آغاز شده است، حکم تمام شدن بازی را برای آنان دارد و با آمدن خاتمی و حضور در انتخابات این واقعیت دور از ذهن نخواهد بود و چه بهتر که این تمام شدن بازی را خود سید محمد خاتمی که شروع کننده بازی بود در انتخابات دهم اعلام کند.
فعلا همین .انشالله از این به بعد بتونم مرتب تر به روز کنم.....

